تبليغاتX
مفقود شدگان خرد
مفقود شدگان خرد

واقعا که...وبلاگمون فسیل شد!


کاری که یه خانوم بعد از تصادف انجام می ده!

از تابحال تصادف كرده ايد يا در حادثه تصادفي بوده ايد (سوار ماشين و يا شاهد نزديك) بعضاً ديده ايد كه رفتارهاي مختلفي از افراد بعد از تصادف رخ مي دهد. اما جالبترين آنها مربوط به خانم هاست.

حال سوالي كه مطرح است اينست كه يك خانم بعد از تصادف اتومبيلش دقيقاً چه كاري انجام مي دهد؟

ماشين را خاموش مي كند؟
پاسخ؛ خير.

در صورت انفجار ماشين از اتومبيل دور مي شود؟
پاسخ؛ خير.

با استفاده تلفن همراه خود با ۱۱۰ تماس مي گيرد؟
پاسخ: خير

با اوژانس تماس مي گيرد؟
پاسخ: مطمئناً خير.

پس بنظر شما چه كاري ممكن است از او سر بزند؟ در حين پايين رفتن در اين مورد نيز فكر كنيد.

 

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آره ديگه!

(این خانوم داره موهاشو شونه می کنه!دقت کنید!)

پنجشنبه هجدهم مهر 1387 توسط سروین |

از...

سلام.من سروین هستم از انگلستان.اینجا به طور بی نظیری جالبه.بچه ها جای همتون خالی.ما الآن تو یکی از مدارس هستیم...یه اتفاق باحال افتاده که وقتی برگشتم برای افراد قابل اعتماد تعریف می کنم.همتون رو دوست دارم.دلم براتون تنگ شده

جمعه بیست و دوم شهریور 1387 توسط سروین |

sdf

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آساني سوالات شما را گول نزند !!!).

1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد . . . . .
پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید)
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که
ساعت 9 شب است
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)
5- او 9 گوسفند خواهد داشت
6- کبریت
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد
8- همان2 سیب
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)
  

دوشنبه یازدهم شهریور 1387 توسط سروین |

اه

چهار چيز که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند 

 

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و برروي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد...

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند.

وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت ، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنش نشان دهد.

وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.

اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه  بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

 

آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...

 

در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود...


 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند :

 

1.    سنگ ... پس از رها کردن!

2.    حرف ... پس از گفتن!

3.    موقعيت... پس از پايان يافتن!

4.    و زمان ... پس از گذشتن!

دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط سروین |

ديوارهاي شيشه اي

 

  

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد. او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود
.
ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد
.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامرئي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است
!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواريوم نيز نرفت
!!!


میدانید چـــــرا ؟ 


ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش

 

 



اگر ما در ميان اعتقادات و باورهاى خويش جستجو کنيم، بى‌ترديد ديوارهاى شيشه‌اى بلند و سختى را پيدا خواهيم کرد که نتيجه مشاهدات وتجربيات ماست و خيلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائيده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند

چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط سروین |

سوال

تست جالب روانشناسي : شخصيت خود را محك بزنيد
به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط سروین |

جواب

امتيازات

سؤال اول: الف(۲ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۶ امتياز)
سؤال دوم: الف (۶امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۷ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال سوم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۵ امتياز)، د (۷ امتياز)، ه (۶ امتياز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۲ امتياز)، د (۱ امتياز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۲ ا متياز)
سؤال ششم: الف (۶ امتياز)، ب (۴ امتياز)، ج (۲ امتياز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۴ امتياز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتياز)، ب (۷ امتياز)، ج (۵امتياز)، د (۴ امتياز)، ه (۳ امتياز) و (۲ امتياز)، ز (۱ امتياز)
سؤال نهم: الف (۷ امتياز)، ب (۶ امتياز)، ج (۴ امتياز)، د (۲ امتياز)، ه (۱ امتياز)
سؤال دهم: الف (۴ امتياز)، ب (۲ امتياز)، ج (۳ امتياز)، د (۵ امتياز)، ه (۶ امتياز)، و (۱ امتياز)
خب، امتيازهايتان را جمع زديد. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقايسه كنيد و شخصيت خودتان را بشناسيد.

نتيجه گيرى
* اگر امتياز شما بالاى ۶۰ است: ديگران در ارتباط و رفتار با شما شديداً مراقب و هوشيار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهايت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسين مى كنند و به ظاهر مى گويند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ايجاد رابطه اى عميق و دوستانه بى ميل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتياز داريد: بدانيد دوستان شما را تحريك پذير مى دانند، بدون فكر عمل مى كنيدو سريع از موضوعات ناخوشايند برآشفته مى شويد ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصميم گيريهاى سريع داريد (هرچند اغلب درست از كار درنمى آيند!) ديگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. كسى كه همه چيز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجويى لذت مى برد و در مجموع به دليل ايجاد شرايط و بستر
هيجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتياز به دست آورديد: به خود اميدوار باشيد ، ديگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بينند. شما دائماً مركز توجه جمع هستيد و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستيد. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهميده به نظر مى رسيد. قادر هستيد به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شويد و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنيد و در همان شرايط و در صورت لزوم بهترين كمك بر اعضاى گروه هستيد.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتياز نصيب شما شد: بدانيد در نظر سايرين معقول، هوشيار، دقيق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستيد. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستيد اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستيد. به سرعت و سادگى با ديگران باب دوستى را باز نمى كنيد. اما اگر با كسى دوست شويد صادق، باوفا و وظيفه شناس هستيد. اما انتظار بازگشت اين صداقت و صميميت از طرف دوستانتان را داريد گرچه سخت دوست مى شويد اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنيد.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتياز : در نظر سايرين فردى زحمت كش هستيد اما متأسفانه گاهى اوقات ايرادگير هستيد. شما بسيار بسيار محتاط و بى نهايت ملاحظه كار به نظر مى رسيد. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زياد در جمع بار ديگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و براساس تحريك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. ديگران مى دانند شما هميشه تمام جوانب كارها را مى سنجيد و سپس تصميم مى گيريد.
* و اگر كمتر از ۲۱ امتياز داشتيد: ديگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه هميشه سايرين به عوض او فكر مى كنند، برايش تصميم مى گيرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمايل به درگيرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد ديگر را ندارد!

جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 توسط سروین |

negar  bere beBne

ادامه مطلب

سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط سروین |

0912

آیکون از مجموعه Smiley Icons Pack که صورت های بامزه ای هستند که به شکل آیکون در آمده اند. به دو فرمت PNG و JPG

دانلود با حجم ۲ مگابایت

پسورد فایل : www.kamyabonline.com


سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط سروین |

سلام بچه ها...

امروز به من اصلا خوش نگذشت...

ولی فقط سر فیزیک سوال رو حال کردید؟یه خبر هم دارم...مهمون داریم...حالا تو مدرسه بهتون می گم...البته اگه بدونه اینترنت یعنی چی...

خب حتما فهمید کیو می گم...مهم نیست....

من می خوام چند تا از نویسنده ها رو حذف و چند نفر رو اضافه کنم...نظرتون چیه؟

خب دیگه اینا مهم نیست...

آدرس دو تا سایت هم نوشتم شاد بشید...

www.worth1000.com

www.pix2pix.com

خب بچه ها...من دیگه می خوام برم...تو مدرسه می بینمتون

البته این فقط برای چند نفر بود...

بهتر بگم ...برای همه ی بچه های کلاس به جز ۴ نفر...

 

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط سروین |

خسرو شكيبايي

ساعاتي پس از ارسال خبر درگذشت خسرو شكيبايي جمعي از هنرمندان سينماي ايران براي عرض تسليت به خانواده‌ي اين هنرمند به منزل او رفتند.
نسل‌هاي مختلف بازيگري سينما و تئاتر ايران همچون اكبر زنجان‌پور، داوود رشيدي، مريلا زارعي،‌باران كوثري،‌ حبيب رضايي، بهروز بقايي، پرويز پورحسيني به خانه‌ي او رفتند تا براي خانواده‌اش تسلي‌ خاطر باشند.
خانه‌ي سينما هم متن پيام تسليت خود را بدين شرح منتشر كرد:
نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد
يكي از پر فروغ ترين ستاره‌گان سينماي ايران ديگر نمي‌درخشد
خسرو شكيبايي بازيگر نقش آفرين هزار نقش سينما و تلويزيون آخرين نقش خود را بازي كرد و در يكي از پرفضيلت‌ترين ايام ماه مبارك رجب ما را تنها گذاشت. او به ادعا از همه قله‌هاي افتخار بالا رفت و در سكوت هجرت كرد.
خانه‌ي سينما اين ضايعه‌ي حزن انگيز را به خانواده‌ي ايشان و به خانواده‌ي بزرگ سينما تسليت مي‌گويند روحش
شاد .

روحش شاد

یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط سروین |

دوباره عکس

من دوباره اومدم با چند تا عکس...ولی ایندفعه با چندتا عکس از شهر های ایران در سال 2020

بچه ها اگه گفتین اینجا کوجاست؟اینجا چالوسه خودمونه دیگه

  
اینجا رو نمی دونم کجاست...ولی تو تهرانه


اینجا هم اصفهانه

  
اینجا هم میدون رسالت تهرانه
 
اینجا هم آبادانه


اینجا هم یه شهر قشنگ دیگه ست...


یه خبر:هنوز کشف نشده!

شنبه بیست و نهم تیر 1387 توسط سروین |

دوباره عکس

خب من دوباره تصمیم گرفتم عکس بذارم...
البته نه از اون عکس های بی مزه
عکس های فوقولاده زبیا از ژاپن

و یکی دیگه


خب بچه ها...بقیه ی عکس ها رو بعدا می ذارم




جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط سروین |

شاید خیالی اما واقعیت!

 

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who arranged a running competition.

 روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند.

 

The goal was to reach the top of a very high tower.

هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.

iranvest

A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants

 جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

 

The race began....

و مسابقه شروع شد....

 

Honestly, no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower.

 

راستش، کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتونند به نوک برج برسند.

 

You heard statements such as:

شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

 

"Oh, WAY too difficult!!"

"اوه، عجب کار مشکلی!!"

 

"They will NEVER make it to the top."

"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."

Or:

یا:

"Not a chance that they will succeed. The tower is too high!"

"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست. برج خیلی بلنده!"

 

The tiny frogs began collapsing. One by one....

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

 

Except for those, who in a fresh temp were climbing higher and higher....

به جز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...

 

The crowd continued to yell, "It is too difficult!!! No one will make it!"

جمعیت هنوز ادامه می داد: "خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"

 

More tiny frogs got tired and gave up....

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته و از ادامه دادن منصرف می شدند...

 

But ONE continued higher and higher and higher....

ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد. بالا، بالا و باز هم بالاتر....

 

This one wouldn't give up!

این یکی نمی خواست منصرف بشه!

 

At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog that, after a big effort, was the only one who reached the top!

 

بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!

 

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it?

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

 

A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal?

 

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

 

It turned out....

و مشخص شد که...

 

That the winner was DEAF!!!!

برنده ی مسابقه کر بوده!!!

 

The wisdom of this story is:

Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic.... because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have. Because everything you hear and read will affect your actions!

 

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:

هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید!

همیشه به قدرت کلمات فکر کنید.

چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

 

Therefore:

پس:

 

ALWAYS be....

همیشه....

 

POSITIVE!

مثبت فکر کنید!

 

And above all:

و بالاتر از اون

 

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams!

هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید کر بشید!

 

Always think:

و هیشه باور داشته باشید:

 

God and I can do this!

پنجشنبه بیستم تیر 1387 توسط سروین |

خسته شدم

بچه ها هر کسی بیاد تو وبلاگمون و این همه عکس ببینه خسته می شه...البته این نظر منه...

به همین دلیل من گفتم یه معمای انیشتین بذارم که هیشکی نمی تونه حلش کنه...البته این یکی نظر من نیست بلکه نظر شخصی انیشتینه....

معما یه خورده طولانی و پیچیده ست...:

۱-  در یک خیابون 5 خانه وجود دارد که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدند.
  ۲- 
در هر خانه يک نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکند.
 3-  
هر کدوم از 5 صاحبخونه يک نوشیدنی متفاوت -از یه کمپانی,خودرویی متفاوت- ویک حیوان متفاوت در خانه دارد.
   با این شروط که:
1.
دانمارکیه چایی دوست داره .
2.
صاحب خانه ی سبز رنگ قهوه دوست داره.
3.
سوئدیه سگ داره.
4.
انگلیسیه خونه اش قرمز رنگه.
5.
کسی که سیتروئن داره پرنده نگه میداره.
6.
خانه سبز رنگ سمت چپ خانه سفید قرار داره.
7.
صاحب خانه زرد رنگ فیات داره.
8.
اونی که تو خانه ی وسطیه شیرپاکتی (نه جنگلی) میخوره.
9.
نروژیه تو اولین خانه است.
10.
مردی که آئودی سوار می شه همسایه ی کسیه که گربه نگهداری می کنه.
11.
شخصی که اسب داره همسایه ی اونیه که فیات داره.
12.
مردی که ب.ام.و داره نوشابه هم می خوره.
13.
آلمانیه, خب معلومه مرسدس داره!
14.
شخصی که آئودی داره همسایه ی دیوار به دیوار کسیه که فقط آب می نوشه.
15.
نروژیه همسایه ی کسیه که خانه اش را آبی رنگ کرده.
حالا شما باید بگین" ماهی" نزد کدوم از این همسایه هاست؟


و فیلم های شبکه ی دو رو هم در اوردم گذاشتم اینجا(به افتخار نگار و مامانش)بقیه ی فیلم ها رو هم یه وقت دیگه می ذارم...

در دره خدایان

چهارشنبه 12/4/87 ساعت 50/23

تکرار: روز بعد ساعت 30/15

میراث اینوگامی

پنجشنبه 13/4/87 ساعت 50/23

تکرار: شنبه ساعت 30/15

برادر کوچک

شنبه 15/4/87 ساعت 50/23

تکرار: روز بعد ساعت 30/15

مردی در مقابل

یکشنبه 16/4/87 ساعت 50/23

تکرار: روز بعد ساعت 30/15

پس از پایان

دوشنبه 17/4/87 ساعت 50/23

تکرار: روز بعد ساعت 30/15


...و یه خبر دیگه این که سریال بزرگ مرد کوچک به پخش رسید

اینم روز و ساعت پخششه...:«بزرگمرد کوچک» از روز یکشنبه 16 تیرماه ساعت 11 صبح پخش خواهد شد. علاقه‌مندان می‌توانند شاهد پخش این سریال در روزهای فرد باشند.

این عالی نیست؟یعنی دقیقا روزهایی که ما مدرسه ایم به جز پنجشنبه ها

خب بچه ها خوش گذشت بعدا می بینمتون

شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط سروین |

رو کم کنی...

سلام بچه ها...گفتم چند تا مطلب و عکس و خبر رو بذارم روی نگار رو کم کنم...
اول از همه باید ورود نویسنده ی جدیدمون روُژین رو تبریک بگم...
دوم اینکه صورتک های بلاگفا کجا رفتن؟



این عکس رو هم گذاشتم تا دوباره روی نگار رو کم کنم...
و عکس بعدی....این یکی رو من خیلی دوست دارم و برای افراد بی دقتی مثل نگار جیززززززززززززززه...



واقعا می بینی؟زندگی ما هم می خواد این شکلی بشه؟(این جمله درباره ی شکل بالاست...ُ)


این عکس هم گذاشتم یاد اون صحنه ی دیدنی بازی ایتالیا و فرانسه بیفتیم...

و یه عکس فوتبالی دیگه...

و عکس بعدی که عکس آخره...

من که با دیدن این عکس حسابی حال کردم...
خب بچه ها به افتخار مدرسه سه بار هورا بکشید...
فعلا تا یکشنبه...
می بینمتون...
راستیییی
داشت یادم می رفت...کوچکترین دختر  دنیا رو کی دیده؟

جمعه چهاردهم تیر 1387 توسط سروین |

سروک اعتراف می کند!

بچه ها من شرط می بندم که توی ۳/۲ نمی افتم...یا می افتم ۴/۲ یا می افتم۲/۲ چون واقعا ساز مخالف رو زدم...

در ضمن توی سایت برنامه ی کلاس های تابستونی رو زدن...خدا رو شکر خسروی معلم ریاضیمون نیست...من که وقتی دیدم نیست از خوشحالی جیغ کشیدم...ولی می دونین مشکل چیه؟نسلش منقرض نمی شه...فامیلش که تو مدرسه قبلی ما بوده...دوم قبول شده...ای...خب معلومه دیگه...خسروی سوال ها رو بهش داده...

همشون عین کلوچه می مونن...

من که می دونم دوستام رو حفظ می کنم...شما ها هم دعا کنید من و هدی تو کلاس هاتون باشیم...

پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط سروین |

سلوووووووووووووووم!

بچه ها من با چه زبونی بگم ...بابا جان تغییر قالب وبلاگ تقصیر من نیست...می دونین من چند بار کد های اون یکی قالب هه رو تو ویرایش قالب زدم تا قالبمون درست شه؟ای خدا!!!!!!!!!!

این هارو هم گذاشتم دلتون نشکنه...

     

 پس  از مدتی...

  

می بینمتون...

 

پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط سروین |

ای خدا!!!!!!!!!!!!

بچه ها تا بحال به قسمت پیوند های روزانه دقت کرده اید؟

و وارد وبلاگ دانشمندان شدید؟سنا شاهکار تو بود نه؟می دونی من برای گفتن اون شعر چقدر زحمت کشیدم؟و در آخر هم  اون شعر باید بره تو وبلاگ اونا؟خجالت بکش... اگه هم تو نبودی هر کی بوده خجالت بکشه چون اصلا کار خوبی نیست که مطالب یه وبلاگ دیگه رو که از خودشون در آوردن و براش زحمت کشیدن رو مثل آب خوردن بذارن تو وبلاگ خودشون...

 

دوشنبه سوم تیر 1387 توسط سروین |

گفتم چند تا انیمیشن بذارم بخندیم...

اینا بچه های کلاس ما هستن که نگین بینشون نیست چون رفته درس بخونه...

            

اون بالایی ها هم بچه های خوب کلاسن و این آدمه که داره تاب می خوره هدی هست

اینم یه انیمیشن با جمله ی ایرانی؟!!!!!!!!

من و نگار...یادش به خیر...

اینم مریمه تو رویا هاش... مگه نه سنا؟

اینم کیاناست که با همه دعوا داره...

این رو هم واسه ی خنده گذاشتم...

                

این ها رو هم واسه ی خنده گذاشتم...

اصلا کلا این پست واسه ی خندست...

 

یکشنبه دوم تیر 1387 توسط سروین |

کارنامه و...

خب بچه ها...اینم از کارنامه...من واقعا نمی دونم بخندم یا گریه کنم.../

خب این آن چنان هم مهم نیست... مهم اینه که من برای برادرم بازی اویل چهار رو گرفتم... همونی که زیر هجده سال ممنوعه ... به علت صحنه های خشن و دلهره آور ... من و برادرم هم دم پلی ستیشنش (؟) نشسته بودیم... من هم که عاشق این لحظه ها...و... ناگهان بازی تارزان ازش در اومد... وای ! بعد از اون همه هیجنات ببین چی در اومد... یک ضد حال به تمام معنا...

خب موضوع بعدی اینکه دیروز رفتم یک عالمه کتاب دایره وحشت و تالار وحشت خریدم...

سنا تو واقعا می خوای کلاس اسب سواری بری؟ جایی هم می شناسی؟ آخه من تازگی تو ستارخان توی برق آلستوم یه محل سوارکاری پیدا کردم... به احتمال زیاد اگه مامانم رو راضی کنم...می تونم سوارکاری هم برم...خب شاید هم مامانم راضی شه کلاس های تنیس همون جا رو هم برم...زمین هاش که بی نظیر بود...

البته فراموشم نکن رو قبلا خونده بودم ولی همین طوری برای تفریح این رو گذاشتم...

دوستتون دارم...

سروک...

یکشنبه دوم تیر 1387 توسط سروین |

سلام ...دیدم دارم فراموش می شم گفتم یه پست بذارم اعلام وجود کنم...

---------------------------------------------------------------------------

آقا دربست...

میازار موری که دانه کش است...

آقا یه نوشابه به ما بده...خنک باشه ها...

ارباب حلقه ها اصلش این  بوده...

خجالت بکشید بابا این چه پلاکیه؟!!!!!

شاید در نگاه اول متوجه نشیم که این مرد یه پا داره...

آی نامرد
 

عجب کنفرانس مهمی.....
 
اینم تقدیم به همه ی همکلاسی ها و خردی های گل به جز نگین...
بچه ها خیلی دوستتون دارم...فراموشتون نمی کنم چون نمی تونم بکنم...
 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 توسط سروین |

عامل نا شناخته روی ماه

اين عكس ، براي من جالب  است . به انعكاس داخل شيشه ماسك فضانورد نگاه كنيد در گوشه بالا سمت راست تصوير پديده اي ناشناس به چشم مي خورد سالها بر سر اين موضوع بحث هايي وجود داشت عده اي معتقد بودند اين عكس اصلاً در سطح ماه گرفته نشده و شايد سفر فضانوردان به ماه تنها دروغي بوده كه جنبه سياسي داشته است . عدم توفيق محققين به توضيح اين عكس باعث شد آن را به بخش فراموش شده حافظه تاريخ بسپارند و بيش از اين در باره آن نيانديشند .

 

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط سروین |

سلام بچه ها خیلی بی کارم...شما ها هم که مثل اینکه اصلا نمی دونین وبلاگ چیه...خب یه سری بزنین نظرم بدین ضرر نمی کنین...

نذارین وبلاگمون فسیل شه...این آدم ها هم بچه های کلاسن که خودتون باید حدس بزنین کین...

پی نوشت:من بینشون نیستم...

شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط سروین |

ای خداااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه ها...دلم تنگ شده...

حوصله ی خوابیدن هم ندارم...الآن یه برنامه هه هست می ده تو تلویزیون...اسمش چی بود؟آهان...یادم اومد...حوالی وکیل تاکسی ...وکیل تاکسا...و این چیزها دلم می خواد دوباره ببینمتون...ای خدا...

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط سروین |

nothing

صفحه ی تیکه کلام ها رو تو پیوند های روزانه گذاشتم...

پ.ن:نظر فراموش نشود...بعدن هم اسامی رو اضافه می کنم...

 

سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 توسط سروین |

واقعا زود گذشت

بچه ها دلم برای همتون تنگ می شه...

زندگیه دیگه... میگذره...

دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط سروین |

خبر!

ويرا پس از فسخ قرارداد، از تيم فوتبال سپاهان جدا شد تا به احتمال زياد جمال حاجي جانشين وي شود....

------------------------------------------------------------------------------

مراسم اسكار باليوود يكشنبه شب با موفقيت فيلم «برو، دنبالش هند» و ناكامي فيلم مطرح گورو برگزار شد....

-----------------------------------------------------------------------------

هيئت‌مديره باشگاه پرسپوليس با گذشت ۲۳ روز از جدايي افشين قطبي، همچنان تصميم نهايي خود براي انتخاب سرمربي جديد را اعلام نكرده‌است....

----------------------------------------------------------------------------

دکتر حميد فرزام، عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي و استاد دانشگاه، در پي يک دوره بيماري طولاني، شامگاه روز يکشنبه، نوزدهم خردادماه، در بيمارستان مهراد تهران درگذشت.  ...

----------------------------------------------------------------------------

دوشنبه بیستم خرداد 1387 توسط سروین |

زیبا ولی ناشناس

در میان باغ های خشک خیالم

همواره سرگردان به دنبالت میگردم

به آخر رسیدم من هم گم شده ام

 ----------------------------------------------------------------------------

اگر روزی مرا نخواستی فریاد نکن

آهسته در گوشم بگو تا

من آهسته بمیرم

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ای دنیا, دنیای نکبت بار

بی خیال من یکی شو

دست از سرم بردار

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگی با همه بیهودگی ها زیباست

دل نبند به این خرابه

عشق ما میون دریاست

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

و سرانجام در آن شب تاریک...

تمام خاطراتم را میون برف ها  پنهان کردم

تا از آن پس به بعد عاشق برف ها شوم

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

زمان در گذراست...

شن های درون ساعت شنی

تند و بی درنگ فرو می ریزند

پس تو کجایی؟ تا کی باید دنبالت بگردم؟

اما...

حتی اگریک دانه از شن های درون ساعت

هم باقی مانده باشد پیدایت می کنم

تا بعد از تمام شدن شن ها

هر کجا می رویم با هم برویم

 

جمعه هفدهم خرداد 1387 توسط سروین |

خدا به هیچ کدومتون رحم نمی کنه(استغفرالاه)به من رحم کنه!

بچه ها کمک

الان ما مهمون داریم. نجاتم بدید!یکیشون از اون یکی خل تره...

۱-یکی مثلا لاغر کرده. بابا این راه میره زمین می لرزه.

۲-اون یکی میاد دم گوش آدم داد می زنه. تااااازه برای من یه عروسک خریده که راه میره و شعر می خونه!حقشه یکی بزنم تو دهنش.

۳- یکی دیگه این شکلیه:(این نگین)

۴- یکی دیگه هم که سناتوره . تمام اسباب بازی های دوران کودکی من رو داغون کرده.

تازه... ادامه نمی دم که حال همتون به هم می خوره.

چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 توسط سروین |



اهل راهنمای ام
زنگ هایم علافی ست
جیب هایم خالی ست
معلمی دارم من
حسرتش یک نمره
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل راهنمایی ام
قبله ام امتحان است
جانمازم نمره.مهرم آیینه
خوب می فهمم سال آینده ی من بی کاریست
من نمی دانم که چرا می گویند
مرد تاجر خوب است
و مهندس بدبخت
و چرا وسط کلاس ما نیمکت نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مدرسه ی ما ترسید
باید از درس خواندن نالید
و به مادر فهماند
که آخه مادر جان
من که خنگم چه کنم؟!

sarabyvin@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme