تبليغاتX
مفقود شدگان خرد
مفقود شدگان خرد

واقعا که...وبلاگمون فسیل شد!


سلام از غیبت خیلی طولانیم معذرت می خوام . امیدوارم صفحه اول وبلاگ درست کار کنه .

جمعه دوازدهم مهر 1387 توسط سارال |

چه شود!!!!!!

سلام!!!من کاملا با نظر صدیقه موافقم!!!!ببخشید منظورم همون رفتگر ناساست.       

راستی رفتگر ناسا واسه من هم یه کاری جور کن تا منم وردستت شم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط سارال |

!!!!!!!!

سلام، بر برو بچ ۲/۱ از حوصله ام سر رفته، کلی جزوه فیزیک مونده حل کنم  بیکارم  خلاصه ی حرفام این که دارم دیوووووووووووووووووووونه می شم.

جمعه بیست و یکم تیر 1387 توسط سارال |

سلام!!

از غیبت طولانی ام متاسفم خوشحالم روژین که نویسنده شدی. بی احترامی نباشه سروین خانوم

که دارم به عنوان نویسنده جدید نظر می دم.

چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 توسط سارال |

بشتابید بشتابید

باورتون میشه این دوتا باهم خواهرن!!!
ادامه مطلب

پنجشنبه سی ام خرداد 1387 توسط سارال |

سلام

دلم برای همتون تنگ شده!! تلویزیونم همش برای کنکوری ها برنامه داره آخه یکی نیست بگه ما هم

آدمیم!! دیگه دارم دیوونه می شم. هیشکی نیست باور کنه!!هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم!!!!

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 توسط سارال |

!!!!

سلام دوستان

با بیکاری چه طورین ! حتما بیکاری داره از دستتون  خودکشی می کنه  از دست من که کرده تازه  من واسش فاتحه هم خوندم . امید وارم شما هم واسش قبر کنده باشید!!!!!!!

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط سارال |

با کمال ناباوری پیروزی ایران را تبریک می گویمبا نتیجه ی ۲ هیچ!!!!!!

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 توسط سارال |

ببخشید میشه اونایی که به صورت مبهم نظر می نویسند  واضح بنویسند چون ما مثل خودشون نیستیم

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط سارال |

سلام

اونایی که به  اردو رفتن می تونن برای ماها که نرفتیم گزارش و خاطره رو بنویسن.

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 توسط سارال |



اهل راهنمای ام
زنگ هایم علافی ست
جیب هایم خالی ست
معلمی دارم من
حسرتش یک نمره
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل راهنمایی ام
قبله ام امتحان است
جانمازم نمره.مهرم آیینه
خوب می فهمم سال آینده ی من بی کاریست
من نمی دانم که چرا می گویند
مرد تاجر خوب است
و مهندس بدبخت
و چرا وسط کلاس ما نیمکت نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مدرسه ی ما ترسید
باید از درس خواندن نالید
و به مادر فهماند
که آخه مادر جان
من که خنگم چه کنم؟!

sarabyvin@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme