تبليغاتX
مفقود شدگان خرد
مفقود شدگان خرد

واقعا که...وبلاگمون فسیل شد!


عنوان نداره!

حوصلم سر رفته بود گفتم یه پست بزارم

آقا اصلا منو بکش ، مهم اینه که اعمالم صالح بوده

 

ای بابا چرا نمی پری؟ الان دفعه صدم دارم بازی می کنم چشام درد گرفت

آفرین! یه ذره دیگه تلاش کنی می زنی رو دست رضازاده

به منم بدین نگاه کنم

یعنی موزامو کجا می تونم گذاشته باشم

 

 

دوشنبه دهم تیر 1387 توسط ملیکا |

تولد

بچه ها هیچ می دونین فردا تولد هدی است

تازه پس فردا هم تولد سرونازه

"بچه ها تولدتون مبارک"

یکشنبه نهم تیر 1387 توسط ملیکا |

از بیکاری ...

اینقدر بیکارم که از زور داداشم فقط با اون بازی میکنم

شما هم که می دونین بازی با بچه کوچیکا چه قدر الافیه

 

چهارشنبه پنجم تیر 1387 توسط ملیکا |

خیلی خیلی ...

خیلی خیلی دلم واستون تنگ شده  

خیلی خیلی دوستون دارم

خیلی خیلی بی کارم

امیدوارم همتون را به زودی ببینم

 

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 توسط ملیکا |



اهل راهنمای ام
زنگ هایم علافی ست
جیب هایم خالی ست
معلمی دارم من
حسرتش یک نمره
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل راهنمایی ام
قبله ام امتحان است
جانمازم نمره.مهرم آیینه
خوب می فهمم سال آینده ی من بی کاریست
من نمی دانم که چرا می گویند
مرد تاجر خوب است
و مهندس بدبخت
و چرا وسط کلاس ما نیمکت نیست
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید
باید از مدرسه ی ما ترسید
باید از درس خواندن نالید
و به مادر فهماند
که آخه مادر جان
من که خنگم چه کنم؟!

sarabyvin@yahoo.com

RSS 2.0

Design By Parstheme