|
از اون جایی که می دونم که به مسائل من(منظورم خود شخص شخیصم بود!) خیلی علاقه مندین ، براتون ادامه شم نوشتم !
اون داستان Who's my best friend رو یادتونه ؟ بعد از اون جریان ما (من ، Y و X ) دیگه باهم مشکل زیادی نداشتیم تا دقیقا همین یکشنبه ای که گذشت . البته فک نکنین هیچ کدوم از Y یا X با من بدرفتاری کرده باشن ، در واقع یکشنبه هم مشکل خاصی نبود اما توی همون یکشنبه یه اتفاقایی افتاد که باعث شد من سریع تحت تاثیر محیطم قرار بگیرم ! روز دوشنبه هم که وا ویلا ! نمی تونم بگم چی شد ولی یه مسائلی اتفاق افتاد که باعث شد من تصمیم خودم رو بگیرم ! من دیگه نمی خوام بازیچه ی دست بقیه باشم ! حالا یه جمله ی قشنگ بخونین :
آدما عاشق بازی هستن . این دست توئه که بازیچه شون باشی یا همبازی شون .
یه تصمیمی گرفتم که واقعا قبول کردنش هم واسه ی خودم هم واسه بقیه سخته ! البته نه واسه همه ! ولی تقصیر خودشه ! در ضمن من دلم میخواد هر کاری دوست دارم بکنم ! دلم میخواد اون چیزایی که دوس دارم رو ببینم و بشنوم . دوس ندارم که ...
به هر حال من تصمیم دارم از این به بعد زندگیم رو در 6 قسمت ، تقسیم کنم ! البته نه به صورت مساوی ! دوس دارین بدونین چی ؟
1. خانواده و فامیلم
2. دوستای صمیمیم(سروین و سنا)
3. درسم (بابا بچه درس خوان!)
4. چیزایی که بهشون علاقه دارم (مثه موسیقی!)
5. کسایی که بهشون علاقه دارم (مثلا غنچه)
6. تخیلات و رویا هام |